|
|
|
|
|
اگر فردا هرگز نیاید
اگر می دانستم این اخرین باری است که تو را می بینم وتو همیشه به خواب می روی دعا می
کردم که خدا وند روح تورا نگه داشته و حفظ کند *
اگر می دانستم این اخرین باری است که تو را هنگام بیرون رفتن از خانه می بینم دستانت را در دستانم می گرفتم و یکبار دیگر صدایت می کردم *
اگر می دانستم این اخرین باری است که صدایت را هنگام دعا می شنوم هر حرکت و هر کلمه ات را فیلمبرداری می کردم تا بتوانم هر روز و هرروز این صحنه را مجددا ببینم *
اگر می دانستم این اخرین باری است که تو را می بینم می توانستم یکی دودقیقه وقت صرف کرده و به تو بگویم دوستت دارم به جای اینکه فکر کنم یا فرض کنم که تو حتما می دانی که دوستت دارم *
پس به عزیزان خود نزدیک شوید ودر گوششان نجوا کنید : دوستتان دارم و همیشه برایم عزیز هستید *
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 12:57 بعد از ظهر توسط مریم
|
|
||