تبليغاتX
aramesh del
آرامش دل

سفره هشت سین!
  
بهار آمد ، یک بهار دیگر ، با طراوت و تازگی دیگر....
 
بهار با خود نسیم محبت و عشق را به همراه آورده است....
 
بهار آمد با چهره ای دیگر! چهره ای به رنگ سبز و به لطافت شبنمی
 
 که بر روی یک گل نشسته است....
 
بهار دلها نیز آمد ، تولد دیگر یک عشق و یک سال دیگر همراه با عشق .....
 
همچنان که یک شکوفه در این فصل می شکفد ، در بهار این دل خسته
 
من نیز غنچه ای است که سالها در حال شکفته شدن است .....
 
غنچه ای که در پاییز برگ ریزان و در زمستان سرد از او محافظت کردم
 
 تا پر پر نشود ، خشک نشود ، و یا باد سرد پاییز او را از ریشه قلبم جدا نکند....
 
غنچه ای که در فصل برگ ریزان در قلبم روییده  و قلب مرا بهاری کرده است.....
 
بهار آمد ، تا قلب مرا که با وجود آن غنچه گل بهاری بود ، با طراوت تر  و زیباتر کند!

آری عید آمد ، عید نوروز و عید دو عاشق.....
 
سفره این چند سال  من هشت سین دارد ، و سین آخر آن شاخه  گلی
 
 از این قلب عاشق من است .....آری سین دیگر آن ، نام اوست که دوستش میدارم....
 
پس ای قلب عاشق ، بیا بچینیم سفره هشت سین امسال را ......
 
بیا عهد ببندیم که این سال را نیز در کنار هم باشیم ، عاشق هم باشیم
 
 و همدیگر را بیشتر از هر سال و هر لحظه ای دوست داشته باشیم......
 
بخوان نام مقدس خدا را ، دستان مرا از همان دور دست ها
 
بفشار و عهدی دوباره در بهاری دوباره با من ببند!

بیا آرزوهایمان را در این ساعات آغاز سال با خدای خویش بگوییم ....
 
آرزویی به رنگ یک دیداری دوباره ، به رنگ به هم رسیدنمان و به رنگ خوشبختی مان!

بهار آمد ، چهارمین بهار زندگی مان فرا رسید ، و چهارمین سفره هشت سین
 
 نیز در قلبهایمان دوباره برپا شد....
 
این نام زیبایت ، زیبایی سفر هشت سین قلب مرا دوچندان کرده است .....
 
احساس میکنم امسال نیز بیشتر از هر سال دیگر عاشقم ، و با وجود
 
 تو بهترین سال را خواهم داشت ......

 

عیدت مبارک عزیزم ، بهار عاشقی مان مبارک باد

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 3:37 قبل از ظهر  توسط مریم  |